close
تبلیغات در اینترنت
شیوه تدریس

تدریس خصوصی ریاضی

شیوه تدریس

براي اطلاع از آپديت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

جستجوگر پيشرفته



تدریس خصوصی ریاضی
تدریس خصوصی ریاضی تلفن تماس 09129319881

امروزه آموزش و پرورش رسمی در پی آمادگی برای زندگی آینده از طریق یادگیری مفید و مؤثر است وکلا" تدریس عبارتست از:
تعامل یا رفتار متقابل معلم و دانش آموز بر اساس طرح منظم و هدفدار برای ایجاد تغییرات مطلوب و تسهیل یادگیری فرد و شناخت او از جهان است.
و تدریس خوب : تدریسی است که به خوب یاد گرفتن فراگیران کمک کند. در این فرایند یادگیرنده باید فعال باشد. به بحث بپردازد،مسائل را حل کند و با استفاده از راهنمایی های معلم به کسب تجربه بپردازد.
معلمان در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات ، مهارتها، راههای تفکرو ابراز نظرات خود کمک می کنند، باید به آنان نحوه ی یادگیری را نیز درس دهند.
چگونگی انجام تدریس اثر بسیاری بر توانایی شاگردان برای آموزش خودشان دارد . معلمان موفق تنها ارائه دهندگان مطالب نیستند بلکه آنان شاگردان خود را به تکالیف شناختی و اجتماعی وادار می نمایند و به آنان چگونگی کسب، ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را می آموزند تا چگونگی فراگیری را یاد بگیرند و منابع را به طور مؤثر به کار ببرند.لذا نقش عمده تدریس ،خلق یادگیرندگان فعال ، خلاق و قدرتمند است.


توصیه هایی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش

1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.
15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42-مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.
55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.
65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم.
79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند

 


:: امتياز: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

:: بازديد : 498
:: ارسال شده در: شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [سه شنبه 16 دي 1393 ] [ 21:7]
تاريخ


فصل اول()

درس1    لينك كمكي


درس2    لينك كمكي


 راهبرد حل مسئله  لينك كمكي


 درس 3  لينك كمكي


 درس 4   لينك كمكي


 

فصل دوم()

درس 1  لينك كمكي


 درس 2  لينك كمكي


 راهبرد حل مسئله   لينك كمكي


 درس 3  لينك كمكي


 درس4   لينك كمكي


 

فصل سوم()

درس 1  لينك كمكي


 درس 2  لينك كمكي


 

 فصل چهارم()

درس 1  لينك كمكي


درس 2   لينك كمكي


راهبرد حل مسئله  لينك كمكي


درس 3  لينك كمكي


 درس4  لينك كمكي


 

فصل پنجم()

درس 1


درس 2 


حل مسئله


درس 3


درس 4


 

;  فصل ششم()

درس 1


درس 2


حل مسئله


درس 3


درس 4


 

 فصل هفتم()

درس 1


درس 2


حل مسئله


درس3


درس 4


 

 فصل هشتم() درس 1
درس 2
درس 3
درس4

:: امتياز: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

:: بازديد : 352
:: ارسال شده در: شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [دوشنبه 03 شهريور 1393 ] [ 17:32]
تاريخ

ایجاد هوشیاری وتوجه دردانش آموزان: وجود دقت و توجه ازعوامل مهم درفراگیری مطالب درسی است ودقت وتوجه کم سبب یادگیری ضعیف دردانش آموزان می گردد. بنابراین معلمان ومربیان برای افزایش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابیرو روشهای مختلف،می توانند توجه دانش آموزان را به مطالب درسی جلب نمایند. درحقیقت معلم باید در کلاس درس،نقش یک محرک را بازی کند. معنی دار کردن مطالب، پیچیدگی وسهولت یا سختی وآسانی مطالب وگفته ها، رفتارهای معلم ازقبیل نگاه کردن یکسان وهمه را مخاطب قراردادن، کیفیت نوشته های معلم برروی تخته، همه به طورمستقیم توجه ودقت دانش آموزان راتحت تأثیرقرار می دهد. معلم بااستفاده ازتدابیرآموزشی می تواند بعد ازایجاد توجه ودقت دردانش آموزان آن را درسطح مطلوب حفظ نماید. ازسوی دیگرکم یا زیاد بودن علاقه دانش آموزان نسبت به یادگیری وآموختن موضوعهای مختلف درسی به تجارب آنها دربرخورد با این موضوع ها ارتباط دارد. تجارب یادگیری دانش آموزان دردرسهای مختلف وقتی به صورت موفقیت ها یا شکست های پی درپی باشد، سبب ایجاد تصوراتی نسبت به تواناییها در رابطه با یادگیری موضوع های مختلف می شود وحتی انگیزه آنها را در رابطه با موضوع های مشابه،تحت تأثیرقرار می دهد. اگردانش آموز معتقد باشد که درگذشته، دریادگیری مطالب مشابه بامطالب جدید موفق بوده است باعلاقمندی ودقت به مطالب جدید گوش فراداده وآنها را می آموزد، اما اگر به این اعتقاد رسیده باشد که یادگیری مطالب جدید نیزمانند یادگیری مطالب مشابه درگذشته منجر به شکست خواهد شد، نسبت به یادگیری آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.این انگیزه های مثبت ومنفی ابتدا مشخص و محدود به موضوعهای خاص درمدرسه هستند، اما باافزایش تجارب مثبت یامنفی، گسترش می  یابند وتا آنجا پیش میروند که تمام دروس را فرامی گیرند. اگر تجارب دانش آموزازمحیط مدرسه خصوصاً درسالهای نخست تحصیلی حاکی از وجود شایستگی ولیاقت درمدرسه باشد، تجارب احساس موفقییت وافزایش اعتماد به نفس درسالهای آتی نیزتکرار خواهد شد. چنین فردی قادرخواهد بود با تکیه براین تجارب موفقیت آمیزدرحین تحصیل آن رابه زندگی واقعی خود تعمیم دهد وبدون تحمل سختی بربحران ها،فشارها واسترس های شدید درزندگی غلبه کند. این احساس لیاقت وشایستگی که در مدرسه آموخته می شود، وی راقادرمی سازد درحل مسائل ازروشهای واقع بینانه ای استفاده کند. ازسوی دیگر،تجارب شکست وعدم شایستگی طی سالیان تحصیل درمدرسه در دانش آموزان سبب ایجاد علائمی ازاحساس حقارت و خودکم بینی و پریشانی می شود و بر ارتباطات آنها دردنیای خارج ازمدرسه نیز تأثیرمی گذارد.

 

 پیشنهادهایی برای برانگیختن وحفظ توجه وعلاقه به یادگیری دردانش آموزان:

* معلمین گرامی به دانش آموزان خود نشان دهید که به آنها علاقه دارید وآنها به کلاس شما«تعلق» دارند. اسامی آنان رایاد بگیرید.

* همکاری میان دانش آموزان را بااستفاده ازانواع شوراهای دانش آموزی(تحصیلی،بهداشتی) تشویق کنید.

* درصورت لزوم درشیوه کاری خود تغییر دهید ومیان ساعات تدریس طولانی وسخت، فرصت استراحت کوتاهی مثلاً یک حرکت ورزشی ساده رافراهم کنید.

 * برای تشویق روح همکاری، جلساتی برای درمیان گذاشتن مسائل تشکیل دهید.

* ارزش یادگیری رابه دانش آموزان گوشزد کنید ومحدودیت ها و زیانهای عدم یادگیری رایادآورشوید.

تأثیر مشوقها درانگیزه: مشوق عاملی است که دستیابی به آن،انگیزه های افرادرا ارضا می نماید. برای دانش آموزان نمره خوب ورسیدن به پاسخ صحیح یک مسئله هردو مشوق به حساب می آیند. درواقع مشوق ها همان تقویت کننده های مثبت بوده وعاملی هستند که افراد برای دستیابی به آن کوشش می نمایند.

تقویت کننده های مثبت به چهاردسته تقسیم می شوند:

 1-تقویت کننده نخستین: مانند آب وغذا که درحقیقت نیازهای فیزیولوژیکی موجود زنده را ارضا می کند.

 2- تقویت کننده شرطی: مانند پول ، نمره ، مقام ، شغل و ... 

 3- تقویت کننده اجتماعی: مانند توجه،محبت،تائید،لبخندزدن ونوازش کردن و ... هستند.

4- تقوین کننده شخصی: که به آن انگیزش درونی نیزگفته می شود که درحقیقت رضایت خاطرحاصل از یادگیری وکسب دانش ازآن موارد می باشد. این انگیزه ها نیازی به تقویت کننده های مشخص خارجی نداشته بلکه فعالیت یادگیری ونتایج حاصل ازآن، خوداثرتقویتی دارند. باتوجه به تقویت کننده های فوق الذکربه معلمین و والدین توصیه می شود که دردانش آموزان به تدریج اثر انگیزه های بیرونی راکم کرده ومشوق انگیزش درونی باشند تا بدین ترتیب دانش آموزان یادگیری رابه خاطر یادگیری وفراگرفتن آموخته های جدیدانجام دهند، نه به خاطرکسب مشوق های مادی و زودگذر.

به معلمین ووالدین گرامی توصیه می شودکه به موارد زیرتوجه کنند:

* معلمان ارارائه مطالب کسل کننده واستفاده ازروشهای یکنواخت تاحدامکان خودداری کرده و تنوع درشیوه تدریس رارعایت کنند وازمتکلم وحده بودن پرهیزنمایند.

* میزان توجه ودقت شاگردان به معنی داربودن مطالب، تازگی، پیچیدگی وسادگی مطالب نسبت مستقیم دارد، بنابراین این امرهمراه با تغییردررفتارمعلم حین درس توجه ودقت دانش آموزان راافزایش خواهد داد.

* استفاده ازتشویق های کلامی مانند عالی، مرحبا، احسنت پس ازعملکرد درست شاگردان سبب افزایش و تقویت یادگیری می گردد.

* والدین و معلمین ازنمرات دانش آموزان تنها به عنوان وسیله ای برای دادن بازخورد وتوجه هرچه بیشتر آنان به نقاط ضعف وقوت خود و میزان یادگیری ایشان استفاده کنند، نه بعنوان وسیله ای برای تنبیه.

 *معلمان مطالب آموزشی بصورت متوالی ازساده به مشکل ارائه دهند تادرابتدا شاگردان دریادگیری مطالب ساده موفقیت بدست آورند وانگیزه آنها درکسب یادگیری های بعدی افزایش یابد.

* معلمین ازایجاد رقابت وهم چشمی دربین دانش آموزان،خودداری ورزند.

* معلمین با استفاده ازمثالها واصطلاحات آشنا وساده، زمینه افزایش سرعت یادگیری راایجاد کنند.

* استفاده ازبحث های گروهی، بازیهای آموزشی، ایفای نقش مراجعه به کتابخانه وجمع آوری اطلاعات و آگاهی ازمیزان پیشرفت خود سبب افزایش علاقه وتوجه دردانش آموزان می گردد. درانتها یادآوری این نکته مهم به نظر می رسد که ایجاد فضای آزاد یادگیری بدون احساس ترس و اضطراب ازعدم موفقیت وشکست، تشویق دانش آموزان به اظهارعقاید واندیشه های خود ودرنتیجه افزایش حس مسئولیت و قبول توانائیها وشایسته گیهای خود ازاموربسیارمهم در فراگیری سریع تر و مناسب تراست.

منابع:

 1- سیف،علی اکبر- روانشناسی پرورشی ،  انتشارات آگاه ، چاپ اول 1376

 

2- ریتاویکس،نلسون-الن سی،ایزرائل،ترجمه محمدتقی منشی-انتشارات آستان قدس 1375

 


:: امتياز: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

:: بازديد : 485
:: ارسال شده در: شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [پنجشنبه 30 مرداد 1393 ] [ 18:39]
تاريخ


 برای بارور شدن نهال تعلیم و تربیت، ملاحظه و مراعات کیفیت شخصیت ها در درجه اول اهمیت قرار دارد.
 یکی از امور مسلم در تربیت اسلامی این است که افراد همان طور که از لحاظ محیط هایی که در آن پرورش می یابند با یکدیگر فرق دارند، در موهبت ها و استعدادها و لیاقت ها نیز با یکدیگر متفاوتند. شکی نیست که این تفاوت ها ناشی از حکمت الهی است. زیرا همین تفاوت ها انسان را به سوی تکامل سوق می ده.
 معلمی که بدون توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان برایشان تکلیف تعیین می کند و از همه انتظارات یکسان دارد، معلم موفقی نیست. چنین معلمی دیر یا زود در امر تعلیم با مشکل روبه رو می شود. زیرا تعدادی از دانش آموزان نمی توانند انتظارات او را برآورده کنند و این جاست که معلم به تنبیه بدنی و یا غیربدنی روی می آورد و البته تنبیه بدنی غالبا سازنده نیست. بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده محسوب می شود. کودک ممکن است از ترس تنبیه ظاهرا از کاری دست بردارد اما عادت او از بین نمی رود. تنبیهات غیربدنی نظیر طعنه، سرزنش، دشنام و تحقیر نیز ضررشان کمتر از تنبیهات بدنی نیست. حضرت علی(ع) می فرماید:
 زیاده روی در ملامت و سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می کند.

 این قبیل تنبیهات شخصیت کودک را در هم می کوبد و اسباب ترس و اضطراب وی را فراهم می کند. برای جلوگیری از رفتار ناشایست دانش آموزان، معلم باید با اشاره موارد منفی در رفتار آن ها را تذکر دهد. چرا که آشکارگویی پرده هیبت و ابهت معلم را دریده و موجب جرات و شهامت شاگرد می شود و با لجبازی کردن سعی در تکرار عمل می نماید.
 متاسفانه تعدادی از معلمین زمانی که در شروع سال تحصیلی به کلاس وارد می شوند، دانش آموزان گستاخ و شلوغ را شناسایی کرده و برای جلوگیری از مشکلات بعدی با طعنه و دشنام و تحقیر سعی در سرکوب کردن او می نمایند. این عمل ممکن در مورد تعداد انگشت شماری از دانش آموزان، به ظاهر با موفقیت همراه باشد اما آتش لجاجت را در وجود او شعله ور می کند و حداقل کاری که می کند توجه نکردن و دل سردشدن از درس می باشد و در مورد تعدادی از دانش آموزان نیز باعث درگیری های لفظی و زمینه تنبیه های بدنی و غیر بدنی می گردد.
 درست است که معلم در شروع سال تحصیلی باید به شناسایی دانش آموزان بپردازد و بلکه این بهترین کار می باشد اما این شناسایی باید برای ریشه یابی مشکلات جسمی و رفتاری او باشد. دانش آموزان یک کلاس فقط از نظر پایه تحصیلی با هم یکی هستند و در بقیه موارد مثل بهره هوشی، استعدادها، توانمندی ها، سطح درآمد خانواده، سطح سواد، فرهنگ و ارزش های مورد قبول خانواده با هم متفاوتند. شاید دانش آموزی که اینک سرکلاس نشسته است، شب گذشته شاهد بدترین نزاع و درگیری پدر و مادر بوده است. دیگری به دلیل مشکل مالی خانواده، از تغذیه درستی برخوردار نیست و از نظر جسمانی آمادگی پذیرش درس را ندارد. دیگری مرتب مورد تحقیر و سرزنش خانواده قرار دارد و در جواب آن ها لجاجت و سرکشی را در پیش گرفته است. در کنار آن ها کسی است که از فرط توجه و حمایت پدر و مادر نیازی به توجه به درس و معلم نمی بیند. حال چگونه می توانیم از همه انتظارات یکسان داشته باشیم. چرا به جای این که به دانش آموز بر چسب گستاخ، پررو، بی تربیت و تنبل بزنیم، ریشه مشکل را پیدا نکنیم. درست است که حل کردن مشکل تمام دانش آموزان و یا حتی بعضی از آن ها در توان معلم نیست، اما شناخت مشکل و توجه به آن ممکن و راه گشا می باشد.
 راه حل درست و منطقی دربرخورد با دانش آموزان این است که به او توجه کنیم و احترام بگذاریم. احترام یکی از بزرگ ترین عوامل جلب محبت و اطاعت است و توهین به شخصیت مردم یکی از مهم ترین وسایل برانگیختن دشمنی و مخالفت است.
 حضرت علی(ع) فرمود: با مخاطب خویش پسندیده سخن گویید تا او نیز با شما با احترام جواب گوید.
 همچنین نیاز آدمی به تحسین و تشویق از تمایلات فطری است و تا پایان عمر با آدمی می ماند. اصولا تصور این که عمل انسان مورد قبول دیگران واقع شود به انسان قدرت می بخشد و انسان از آن لذت می برد. شاید بعضی معتقد باشند که یک دانش آموز گستاخ و تنبل موردی برای تشویق ندارد. در صورتی که این طور نیست و معلم باید با صبر و حوصله ای که به خرج می دهد، رفتارهای نادرست دانش آموز را ندیده بگیرد و در عوض به دنبال کوچک ترین و کم اهمیت ترین مورد برای تشویق باشد.
 من این مورد را بارها در کلاس آزموده ام و نتیجه خوشایندی گرفته ام. در مورد دانش آموزان شلوغ، کمترین توجه آن ها به درس و یا دست بلند کردن آن ها برای پاسخ دادن حتی اگر جواب سوال بسیار آسان و قبل از او کسی پاسخ را داده باشد، می تواند بهانه ای برای تشویق باشد. دادن مسئولیت به دانش آموزان شلوغ و حمایت از آن ها در برابر بقیه دانش آموزانی که به آن ها بر چسب بی تربیت و... می زنند، راه را برای ارتباط با دانش آموز باز می کند.
 یکی از مواردی که خود تجربه کردم، دانش آموزی بود که بسیار گستاخ و تنبل بود و هیچ وقت تکلیف نداشت طوری که وقتی مشکلش را در جمع همکاران مطرح کردم، تقریبا همه این طور پاسخ دادند که:
 او دانش آموزی پررو و از خود راضی است و به هیچ عنوان درست شدنی نیست. وقت خود را صرف او نکنید که فایده ندارد. اوبا خنده هایش کلاس را به تمسخر گرفته است و...
 اما من تصمیم داشتم که او را به کلاس و درس علاقه مند کنم. پس از تحقیقاتی که انجام دادم، متوجه شدم که وی فرزند یک خانواده پرجمعیت بود. پدر کارگر و بی سوادی داشت که به خاطر سختی هایی که خود در زندگی متحمل شده بود، دوست داشت بچه هایش باسواد شوند. بنابراین هر وقت نمره بدی از آن ها می دید، آن ها را به شدت کتک می زند و متاسفانه کتک خوردن برای بچه ها یک عادت شده بود.
 پس از آگاهی از مشکلاتش، با خانواده اش صحبت کردم و قول همکاری از آن ها گرفتم. در جمع همکاران نیز مشکلات او را مطرح کردم و با هم توافق کردیم که از طریق محبت و تشویق، باعث تغییر در رفتار او شویم. در اولین جلسه ای که وارد کلاس شدم به دنبال فرصتی بودم که او را تشویق کنم اما به دست آوردن این فرصت در جمع شاگردانی که تا به حال فقط شاهد تنبیه و تحقیر او در کلاس های مختلف بودند بسیار دشوار بود.
 سرگروه ها تکالیف خود را نشان دادند و اعلام کردند که فلانی باز هم تکلیف ندارد. از او خواستم دفترش را بیاورد برای اولین دفعه دو سوال آن هم بدون جواب اما با خطی زیبا نوشته بود. فرصتی که به دنبالش بودم فراهم شد. بنابراین با چشم پوشی از ننوشتن کامل سوالات و جواب ندادن به آن، دفترش را بالا گرفتم و گفتم:
 بچه ها ببینید دوستتان چه خط زیبایی دارد و چقدر تمیز نوشته است
 در حالی که ناباورانه به من چشم دوخته بود، اضافه کردم: حیف نیست، شما که خطی به این زیبایی داری، تکلیفت را کامل ننویسی؟ سپس از بچه ها خواستم او را تشویق کنند و در زیر دفترش چنین نوشتم: هزار آفرین به شما فرزند خوبم که چنین زیبا می نویسی. اگر جواب سوال ها را هم بنویسی حتما زیباتر می شود. موفق باشید. در جلسات بعد نیز در جست وجوی نکات مثبت رفتارش بودم و کمترین توجه به درس و یا کمترین پیشرفت در درس را مورد تشویق قرار می دادم. بعد از چندین جلسه نشانه هایی از تغییر رفتار مانند: دست بلندکردن، شرکت در بحث های کلاس، کاهش بی انضباطی و برقراری ارتباط دوستانه با هم کلاسی ها و معلمین در او مشاهده شد، از طرف دیگر معاون مدرسه نیز از او خواسته بود که اسامی دانش آموزانی را که دیر می آیند به دفتر گزارش کند و همین امر او را نسبت به قوانین مدرسه مطیع تر کرده بود. کم کم دانش آموز گستاخ و تنبل اول سال به دانش آموز مودب و مسئولیت پذیر و علاقه مند به درس تبدیل شد.
 از جمله علل این تغییر رفتار احترام به شخصیت دانش آموز، چشم پوشی عیب ها و سعه صدر معلم برای جلوگیری از تضاد با دانش آموز، تشویق کوچک ترین رفتارهای مثبت و برجسته کردن این رفتار به ظاهری بی ارزش و مهم تر از همه ایجاد رابطه دوستانه بین معلم و دانش آموز می باشد. درست است که وجود استعدادهای متفاوت در افراد، معلم را وادار می کند تا برخوردهای متفاوتی داشته باشند ولی در صمیمی بودن نباید تفاوت بگذارند. اگر معلم با دانش آموز صمیمی باشد، دانش آموزان نیز متقابلا او را دوست خواهند داشت و همین رابطه دوستانه، باعث نفوذ معلم در دانش آموز می شود. دانش آموز اگر معلم خود را دوست بدارد، سخنان او را قبول می کند و خود را موظف به پیروی از او می بیند.

 


:: امتياز: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

:: بازديد : 341
:: ارسال شده در: شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [پنجشنبه 30 مرداد 1393 ] [ 18:31]
تاريخ

 

*بعد از هر جلسه به دانش آموز تمریناتی داده شود تا در فاصله بین دو جلسه دانش آموز مطلب را مرور نموده باشد.


*در پایان جلسه اول از دانش آموز یا دانشجو درباره جلسه نظرخواهی شود تا اگر انتقاد یا پیشنهادی برای جلسه بعد وجود دارد اعمال گردد.  این نکته کیفیت کار را به شدت بالا می برد.


*منبع اصلی تدریس در جلسات تدریس خصوصی همان جزوه مدرسه یا دانشگاه است و مدرس باید از ارائه مطالب به صورت سلیقه ای خودداری کند.


*هر دو جلسه یکبار گرفتن یک امتحان در حد یک ربع باعث مرور کلی مطالب شده و بر کیفیت کار می افزاید.


* چون تدریس خصوصی معمولا در منازل انجام می گیرد، رعایت ادب و نزاکت و داشتن ظاهری آراسته بر احساس بهتر دانش آموز یا دانشجو نسبت به مدرس می افزاید.

 


:: امتياز: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

:: بازديد : 278
:: ارسال شده در: شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [چهارشنبه 22 مرداد 1393 ] [ 17:27]
تاريخ

سال اول زندگی، بچه به جز گریه و صداهایی که پدر و مادر به زور می‌خواهند ثابت کنند معنی خاصی دارد، روش ارتباطی دیگري نمي‌شناسد. چند سال بعدی هم والدین با شیرین زبانی کودک و این‌که او هر بار چه کلمه جدیدی را یاد گرفته است، سرگرمند، اما بعد از این مدت بعضی از پدر و مادر‌ها دنبال سرگرمی دیگری می‌روند و آن اين است كه به کودک‌شان زبان دیگری یاد بدهند. به همین دلیل در خیلی از مهمانی‌ها بچه‌هایی را مي‌توان ديد که به اصرار والدین برای عمو یا خاله‌شان غلط يا درست از یک تا 10 را به انگلیسی می‌شمرند یا اپل می‌گویند و اورنج را نشان می‌دهند. اما از ابتدای دهه 90 با مطرح شدن موضوع دهکده جهانی و زبان بین‌المللی و البته نتیجه تحقیقات بعضی دانشمندان آموزش زبان دوم رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفته است. تحقیقات نشان داده بچه‌هایي که زبان دوم یاد می‌گیرند، هوش اجتماعی بالاتری دارند.


 

اما واقعا از چه سالی باید آموزش زبان به کودکان را شروع کرد؟


بسیاری از کار‌شناسان بر این باورند هرچه زبان دوم در سنین پایین‌تری به کودک آموزش داده شود احتمال این‌که کودک در سال‌های بعد در یادگیری این زبان موفق‌تر باشد، بیشتر است. در سال
۱۹۹۶ یک مقاله در روزنامه نیوزویک منتشر شد که نتایج یک تحقیق را بررسی می‌کرد. بر اساس این تحقیق، کودکی که بعد از 10 سالگی شروع به آموختن زبان دوم کند با احتمال کمتری ممکن است بتواند بعدها این زبان را مانند کسانی که آن زبان، زبان مادری‌شان است، صحبت کند. نتایج این تحقیق توسط زبان‌شناسان زیادی تایید شده است و به دنبال این تحقیق، تحقیقات بسیار دیگری هم انجام شد که بر همین موضوع تاکید داشت. بررسی‌های بیشتر در مورد یادگیری زبان در سنین پایین نشان داد کودک نه تنها با یادگیری زبان، برخورد اجتماعی‌اش تقویت می‌شود و در ارتباط با دیگر بچه‌ها موفق‌تر عمل می‌کند، بلکه این مسئله می‌تواند باعث پیشرفت عملکرد کلی کودک در بقیه دروس در مدرسه نیز بشود. در تحقیقی روی بچه‌های مدارس یکی از کشورهای غیرانگلیسی زبان، کودکانی که بیش از ۴ سال به یادگیری زبان دوم (اغلب زبان انگلیسی) پرداخته بودند نسبت به بچه‌هایی که زمان کمتری آن زبان را آموزش ديده بودند یا اصلا زبان دومی را یاد نگرفته بودند، در امتحان جامع و تست‌های مورد نظر تحقیق نتایج بهتری کسب کردند. طبق این تحقیق بچه‌هایی که زبان دوم یاد گرفته بودند حتی از بچه‌هایی که به یادگیری ریاضی پرداخته بودند هم موفق‌تر عمل کرده بودند. نتایج بررسی‌های متخصصان آموزش کودک نشان داده است کودکانی که زبان دوم می‌آموزند در حل مسائل پیچیده خلاقيت و تبحر بیشتری دارند. بررسی‌های بروک لمبرت و تاکر، در سال ۱۹۷۴نشان داده است بچه‌هایی که توانایی یاد گرفتن بیش از یک زبان را دارند هوش بالاتری دارند. لمبرت این‌طور استدلال می‌کند که شاید یادگیری زبان دوم و زبان‌های بیشتر باعث پیشرفت توانایی ذهنی و قوه درک فرد شده است.


 

نقش والدین در آموزش زبان


آموزش زبان باید توسط یک متخصص و بر اساس سیستم مناسب باشد. ساعات و جلسات آموزش زبان دوم و نحوه به کارگیری آن کاملا حساب شده است به همین دلیل والدین نا‌آشنا به این امر ممکن است نتوانند مربی‌های خوبی برای آموزش زبان به کودک‌شان باشند. اما آن‌ها می‌توانند با تشویق کودک به یادگیری و حمایت از او، علاقه کودک را به فراگیری زبان و فرهنگ دیگر بیشتر کنند. به کودک‌تان نشان بدهید توانایی او در صحبت کردن به زبان دیگر، برای‌تان ارزشمند است و با او همراهی کنید. سعی کنید کودک‌تان را به جشن‌ها یا مراسمی که در مورد فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر است ببرید یا با مشورت معلمش، کتاب‌ها و فیلم‌هایی به زبانی که در حال یادگیری است در اختیارش قرار دهید. اگر خودتان هم به آن زبان آشنایید، برایش به آن زبان کتاب بخوانید اما سعی کنید کلمات را به صورت صحیح تلفظ کنید. در بقیه مواد درسی با کودک‌تان کار کنید تا کودک با خیال راحت‌تری به یادگیری زبان بپردازد و مشکلی در زمینه‌های دیگر نداشته باشد.


 

زبان دوم ، از چه سنی؟


کار‌شناسان آموزش کودک و زبان‌شناسان معتقدند کودکانی که قبل از دوره نوجوانی به یادگیری زبان دوم بپردازند بهتر می‌توانند در زمینه تلفظ کلمات به طور صحیح و نزدیک به صاحبان اصلی زبان عمل کنند. زبان‌شناسان این موضوع را به تغییرات فیزیولوژیکی مربوط می‌دانند که در مغز کودکان در سنین نوجوانی رخ می‌دهد. تفاوت هجا‌ها و آوا‌ها در زبان‌های مختلف که باعث تفاوت لهجه‌ها می‌شود در کودکانی که زبان را قبل از شکل‌گیری بخش‌های مربوطه در مغز یاد گرفته‌اند کمتر به چشم می‌آید. به همین دليل بهترین سن آموزش زبان به کودک، قبل از 10 سالگی و زمانی است که کودک هنوز در زبان مادری خود هم پیشرفت چندانی نداشته است. البته این مسئله به هیچ وجه كودك را از یادگیری زبان مادری بازنمي‌دارد بلکه به پیشرفت آن هم کمک خواهد کرد. بعضی از والدین نگران این نکته هستند که یاد دادن زبان دوم در سنین کم ممکن است باعث شود کودک زبان مادری خود را فراموش کند یا این‌که در یادگیری زبان مادری و ادبیات آن دچار مشکل شود. در حالی‌که زبان‌شناسان خلاف این باور را دارند. آن‌ها معتقدند یادگیری زبان دوم به دليل به کارگیری ذهن کودک در استفاده از ترجمه‌ها و معانی کلمات و ساختار جملات می‌تواند باعث شود زبان مادری خود را هم بار دیگر بیاموزد و آن را در کنار زبان دوم یاد بگیرد. توجه کودک به یک زبان جدید می‌تواند باعث توجه او به ساختارهای زبان و جمله‌بندی‌ها شود. چیزی که ممکن بود تا آن زمان به آن چندان توجهی نشان داده نشود.


 

بهترین روش‌های آموزش زبان به کودک


برای آموزش زبان دوم به کودک، 3 روش اصلی وجود دارد که اغلب موسسات و سیستم‌های آموزش از یکی از این 3 روش استفاده می‌کنند. به کارگیری هرکدام از این روش‌ها به سن کودک، سیستم تربیتی کودک و نگاه والدین به مسئله یادگیری زبان بستگي دارد. کودک در بعضی از این روش‌ها سریع‌تر زبان دیگری را یاد می‌گيرد و در بعضی از روش‌ها آزادی بیشتری برای انتخاب یادگیری دارد.

روش غرقه سازی:
در این مدل از یادگیری کودک کاملا در محیطی با زبان دیگر قرار می‌گیرد. در مهدهای کودک‌ دوزبانه مربی‌ها با زبان دوم که هدف یادگیری است صحبت می‌کنند و در مدرسه هم بچه‌ها حداقل نیمی از اوقات خود را در طول روز به یادگیری زبان دوم می‌پردازند. در روش غرقه‌سازی کامل که البته در مدارس معدودی اجرا می‌شود کودک همه مواد درسی مانند ریاضی، علوم و تاریخ را به زبان دوم فرا می‌گیرد. در این روش یادگیری زبان در واقع زبان دوم به جای این‌که موضوعی برای یادگیری باشد خود وسیله‌ای برای آموزش مواد درسی دیگر است و کودک ناخودآگاه مجبور به یادگیری این زبان می‌شود. بچه‌هایی که با این روش زبان یاد می‌گیرند در صحبت کردن زبان دوم با لهجه صحیح و به طور کامل، موفق‌ترند و به سطوح بالاتری از یادگیری زبان می‌رسند. اگرچه ممکن است در ابتدا، یادگیری در بعضی از مواد درسی، بچه‌ها به اندازه‌اي كه آن درس‌ها را به زبان مادری خود یاد می‌گیرند موفق نباشند اما به تدریج و با پیشرفت‌شان در یادگیری زبان دوم، این مشکل هم برطرف می‌شود.

روش آموزش زبان خارجی در مدارس ابتدایی: در این روش به جای این‌که زبان دوم در پایه راهنمایی به کودک آموزش داده شود، در‌‌ همان سال‌های ابتدایی و همراه با دیگر درس‌ها به طور مقدماتی به کودک یاد داده می‌شود. در این روش زبان دوم به عنوان یک سوژه یادگیری به کودک معرفی می‌شود و به طور معمول 3 تا 5 جلسه در هفته کودک زمان صرف یادگیری این زبان می‌کند. میزان موفقیت این روش کمی کمتر از روش قبلی است اما کودکانی که در این سن یادگیری زبان را شروع می‌کنند نسبت به كودكاني که در سال‌های بعد برای اولین بار زبان دوم را یاد می‌گيرند، پیشرفت بیشتری خواهند داشت. ارائه زبان دوم در سال‌های اولیه تحصیلی که کودک شوق برای یادگیری دارد باعث بالا رفتن سرعت یادگیری می‌شود. بسته به تلاش و میزان زمانی که صرف آموزش این زبان به کودک می‌شود ممکن است در آینده کودک بتواند به خوبی و با فصاحت به زبان دوم حرف بزند.

روش اکتشاف در زبان دوم: در این روش سن کودک کمی بالا‌تر است و این روش بیشتر از آن‌که آموزش زبان باشد در واقع نوعی تقویت شناخت کودک است. در این روش فرهنگ و زبان دوم به عنوان یک مفهوم به کودک ارائه می‌شود. برای کودک در مورد فرهنگ و زبان‌های مختلف صحبت می‌شود و ممکن است بیش از یک زبان به کودک ارائه شود تا کودک در یادگیری زبان دوم حق انتخاب داشته باشد. در مراحل بالا‌تر این روش، ساختار‌های زبان دوم هم به کودک آموزش داده می‌شود اما بیشتر از آن‌که تاکید بر فصیح صحبت کردن این زبان باشد، هدف آشنایی و ارائه اطلاعات در مورد فرهنگ جامعه‌ای است که به آن زبان سخن می‌گویند. اگر جلسات آموزش بیشتر از 2 یا 3 بار در هفته باشد ممکن است توانایی کودک در صحبت به زبان دوم هم بیشتر شود اما والدین نباید انتظار داشته باشند کودک در این روش یادگیری بتواند بعد‌ها به طور فصیح و با لهجه مناسب به زبان دوم حرف بزند. این روش یادگیری بیشتر مورد علاقه والدینی است که فکر می‌کنند آموزش زبان دوم ممکن است باعث فشار بر کودک شود. اگرچه این روش می‌تواند زمینه یادگیری زبان در سال‌های بعدی باشد و سرعت یادگیری زبان در فرد را در سال‌های بعدی زندگی افزایش دهد.

 


:: امتياز: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

:: بازديد : 290
:: ارسال شده در: شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [شنبه 11 مرداد 1393 ] [ 14:31]
تاريخ
با دانش آموز گستاخ چگونه برخورد کنیم ؟

Description: با دانش آموز گستاخ چگونه برخورد کنیم ؟

هر معلمی در دوره تدریس خود ممکن است با دانش آموزان گستاخ برخورد داشته باشد. نکته ای که اکثر معلمان را آزرده می کند. تندی و بی ادبی این دانش آموزان طوری است که به نظر می رسد کنترل آن ها ممکن نیست. در این جا روش هایی را برای برخورد با دانش آموزان گستاخ پیشنهاد می کنیم.

 

1 – اگر خود تحت‌ فشارهای روانی ناشی از زندگی و کار قرار داریم و نمی‌توانیم رفتار و گفتار خود را کنترل کنیم، بهتراست پیش از انجام هرکاری درباره دانش‌آموز، به فکر روشی برای کنترل فشارهای خود باشیم. تحقیقات نشان داده ‌است اگر مربیان بتوانند برخی رفتارهای خود را تغییر دهند، فرمانبری دانش آموز بیشتر خواهد شد.

 

2 – نباید افکار غلط و انحرافی درباره دانش‌آموز خود نداشته باشیم. به طور مثال: «شاگردم این کار را می‌کند تا حرص مرا دربیاورد یا او موجب تمام مشکلات در کلاس است.» چنین افکاری زمینه به‌وجود آمدن احساس بسیار بد را نسبت به آن دانش‌آموز مهیا می‌کند و به طور یقین بر رفتار ما و او اثر منفی می‌گذارد.

 

3 – باید از ارایه دستورات مبهم، کلی و تکراری اجتناب کنیم. برای مثال، به جای این که بگوییم: «منظم باش»، شفاف و مشخص بگوییم که از او چه می‌خواهیم.

 

4 – به جای سخنرانی و بحث و جدل، باید کوتاه و مۆثر با لحنی محکم ولی در کمال آرامش به او گوشزد کنیم که رفتارش در ما چه تأثیری گذاشته و اگر از این رفتار خود دست برندارد، چه عاقبتی در انتظار اوست.

 

5 – بهتر است به یاد داشته باشیم که عاقبتی را برای او مشخص کنیم که شدنی و کوتاه ‌مدت باشد. برای مثال نگوییم: «برای همیشه از این کلاس خواهم رفت».

 

6 – نباید انجام دادن خواسته‌هایمان را وظیفه او بدانیم بلکه پس از انجام دادن دستوراتمان باید او را با کلام و هدایای مورد علاقه تشویق کنیم.

7 – می‌توانیم با مشارکت دانش‌آموزان فهرستی از مهم‌ترین قوانین در کلاس و مدرسه به ‌ترتیب اهمیت و همراه با روش انجام دقیق آن تهیه کرده و پس از مشخص کردن نوع محرومیت برای انجام ندادن‌شان، آن را با قاطعیت اجرا کنیم.

8 – باید عوامل مشکل‌ساز را شناسایی و برای رفع آن ها اقدام کنیم.

9 – به نیازهای جسمی، عاطفی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و… دانش‌آموزان باید بیشتر توجه کنیم.

10- باید سعی کنیم فرصتی را ایجاد کنیم تا دانش‌آموزان بتوانند نسبت به رفتارهای نامناسب خود فکر کنند.

11 – بهتر است که ارتباط مربیان و مسوولان مدرسه را با والدین بیش از پیش تقویت کنیم.

 

در دوران بلوغ که بحران روحی و عاطفی نوجوان را در بر می گیرد، بهترین راه برای پیشگیری از خشونت، مسامحه و سازگاری است. اغماض، گذشت و نادیده گرفتن رفتارهای او همراه با آرامش، در اغلب مواقع از استمرار و پیشروی خشونت در قالب پرخاشگری های فیزیکی و لفظی جلوگیری می کند.

12- راهنمایی و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب خشونت و آثار اجتماعی آن و همچنین مشاوره با خانواده دانش آموز درباره کاهش رفتارهایی که منجر به خشونت نوجوان می شود، بسیار مۆثر خواهد بود

 

13- ایجاد زمینه ی فعالیت های مۆثر در خانه و مدرسه برای اشتغال بیشتر نوجوان و تخلیه انرژی های جسمی و روانی او در کاهش خشونت و رفتارهای پرخاشگرانه بسیار  تأثیرگذار است

 

14- خودداری مدرسه از به کاربردن روش های انضباطی غلط و ایجاد فضای صمیمی تر میان معلمان و دانش آموزانِ نوجوانِ خشونت گرا، به کاهش رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه می انجامد.

 

15 -باید از تنبیه بدنی به طور جدی خودداری کرده و درصورت نیاز از محروم سازی های كوتاه مدت استفاده كنیم.

16 -خوب است که برای شنیدن مسایل و مشكلات دانش آموزان وقت بگذاریم.

 

17 -بهتر است از سرزنش و تحقیر كردن و مقایسه دانش آموزان به طور جدی خودداری كنیم.

18 -باید ضمن تقویت ابعاد معنوی در دانش آموزان، روش های آرام شده ی دینی را به آن ها آموزش دهیم.

 

19 -باید علایم هشداردهنده خشم را به دانش آموزان آموزش دهیم تا بتوانند خشم خود را بهتر كنترل كنند.

 

20- بهتر است روش های «آرام شدنی » را به آن ها آموزش دهیم، ازجمله تنفس عمیق، حرف زدن های مثبت با خود و...

 

21- یكی از دلایل عصبانیت و ناراحتی دانش آموزان این است كه نمی توانند احساسات خود را به درستی بیان كنند. می توانیم با كمك عكس و فیلم و نقاشی انواع احساسات مانند خشم، ترس، شادی، غم و... را به آن ها آموزش دهیم.

 

22- چون بسیاری ازناسازگاری های دانش آموزان به دلیل ناآشنایی مربیان و والدین با مهارت های زندگی است، توصیه می شود مهارت های ارتباطی مانند گوش دادن، ابراز وجود، حل مسأله و تصمیم گیری و دیگر مهارت های زندگی را خود بیاموزیم و به دانش آموزان نیز آموزش دهیم.

 

درباره دانش آموزان بیش فعال علاوه بر موارد فوق، رعایت موارد زیر تأكید می شود:

 

Description: http://img1.tebyan.net/small/1391/12/20130306155805382_bball.gif دارو درمانی مستمر زیرنظر روا نپزشك كه ممكن است تا چند سال طول بكشد چرا كه با تشخیص و مراقبت درست، بیشتر آنان تا پایان دوره نوجوانی درمان می شوند.

Description: http://img1.tebyan.net/small/1391/12/20130306155805382_bball.gif تأمین خواب مناسب شبانه به هر طریق ممكن، حتی با اعلام خاموشی برای تمامی اعضای خانواده.

Description: http://img1.tebyan.net/small/1391/12/20130306155805382_bball.gif پرهیز از خوردن قند و شكر، نوشابه گازدار، كاكائو، چیپس و پفك.

Description: http://img1.tebyan.net/small/1391/12/20130306155805382_bball.gifآموزش والدین در زمینه شیوه برخورد با آن ها و شیو ه كمك كردن به فرزند بیش فعا لشان در انجام كارهای روزانه.

 


:: امتياز: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

:: بازديد : 422
:: ارسال شده در: تدریس خصوصی ریاضی , شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [جمعه 26 ارديبهشت 1393 ] [ 0:59]
تاريخ

1. همیشه با یاد و نام خدا درس را شروع کنید و آن را به پایان برسانید.

2. ساده، اما عمیق تدریس کنید.

3. تجربه های تازه ی خود را در اختیار فراگیران قرار دهید.

4. هرگز گمان نکنید که سکوت شاگردان به معنای فهمیدن است.

5. تقویت شوق در یادگیری را هدف غایی تدریس خود قرار دهید.

6. به افزایش کیفیت یادگیری و پرورش خلاقیت اهمیت بیش تری بدهید.

7. طرح درس و یا خلاصه ی آن را همواره با خود داشته باشید تا به کاری که انجام می دهید، مسلط باشید.

8. به سؤالات فراگیران اهمیت دهید و با لحن خوب و مناسب بازخورد دهید.

9. مطالعه ی پیش از تدریس و آمادگی قبلی برای تدریس را فراموش نکنید.

10. از ابتکار و خلاقیت خود و دانش آموزانتان در تدریس استفاده کنید.

11. تنوع در روش آموزش را فراموش نکنید.

12. در تدریس، تا حد امکان از مثال و مصداق استفاده کنید.

13. از وسایل و امکانات آموزشی موجود، حداکثر بهره را ببرید؛ از جمله، دانش آموزان را با منابع مطالعاتی مثل کتاب ها و نشریات آشنا کنید.

14. آرام، با نشاط و علاقه مند تدریس کنید.

15. برای فعال کردن دانش آموزان و ایجاد انگیزه ی یادگیری، از ذوق، سلیقه و استعداد آن ها بیش تر استفاده کنید.

16. کارها و فعالیت های مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم کنید و به آن ها مسئولیت دهید.

17. با شاگردانتان جدی ولی مهربان باشید.

18. هرگز پشت سر هم و یکنواخت تدریس نکنید و با طرح سؤال هایی، دانش آموزان را در طول تدریس فعال نگه دارید.

19. با به کارگیری روش های متنوع ارزشیابی، از وضعیت فراگیران و نتیجه ی کار خود مطلع شوید.

20. برای ارتباط فعالیت های آموزشی کلاس درس و خارج از کلاس، تکالیف مناسبی را به دانش آموزان پیشنهاد کنید؛ مثلاً از آن ها بخواهید، آموخته های خود را به شکل های متنوع، مانند: تهیه ی خلاصه ی درس، طرح سؤال های مهم، کشیدن نقاشی، تهیه ی مصاحبه با بزرگ تر ها، کار پژوهشی و... ارائه دهند.


:: امتياز: نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5

:: بازديد : 429
:: ارسال شده در: تدریس خصوصی ریاضی , شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [جمعه 26 ارديبهشت 1393 ] [ 0:56]
تاريخ

۱- هر وقت رياضي مي خوانيد از خوانده‌هاي خود ياداشت برداريد و براي بار دوم و سوم از روي ياداشت‌هاي خود مطالعه کنيد .

۲- اگر از مطالعه رياضي خسته شديد  ؛ مدتي قدم بزنيد و مغز خود را آرام کنيد و براي ادامه  مطالعه خود را آماده کنيد .

۳- درس رياضي را بين دروس خواندني  مطالعه  کنيد و هيچ وقت خودتان را با مطالعه محض رياضي خسته نکنيد .

۴- بعد از مطالعه هر بخش سعي کنيد مثال‌هاي کاربردي در آن مبحث براي خود بيابيد  مثلاً وقتي بخش مساحت را مطالعه مي کنيد سعي کنيد مساحت اطاق خود و قسمتي از ديوار خانه که بشکل مثلث يا ذوزنقه است را محاسبه کنيد .

۵- در رياضي آن‌چه مهم است تکرار در مطالعه است تا مي توانيد تکرار کنيد.

۶- خسته نشويد و نگوييد ما استعداد رياضي نداريم زيرا ۹۹ ٪ آن‌چه مي‌آموزيم عرق جبين است و فقط ۱ ٪ استعداد است .بي استعدادترين افراد نوابغ وقت خود شده اند .

7-خودتان را به فکر کردن روي مساله هاي رياضي عادت دهيد. توجه کنيد که بسياري از مسائل خوب به راحتي حل نمي شوند بنابراين اگر در حل هر مساله اي موفق نشديد، نااميد نشويد. براي حل مسائل تلاش کنيد هر چند اگر ساعت‌ها و روزها وقت شما را بگيرد. از وقت‌هاي اضافي (هنگام پياده روي - ايستادن درصفهاي مختلف اتوبوس، خريد نان و ...) براي حل مسائل و فکر کردن روي آنها استفاده کنيد. روي مسائل کتابهاي درسي خود خوب فکر کنيد و براي حل آنها وقت بگذاريد اما به آنها اکتفا نکنيد. هميشه يک مساله جديد براي حل در ذهنتان داشته و به دنبال مسائل جديد باشيد. از هيچ مساله اي نترسيد. از مسائل مربوط به المپيادهاي سالهاي گذشته کشوري و بين المللي اطلاع داشته باشيد و اگر فرصت کرديد راه حل آنها را نيز پيدا کنيد. در کل سعي کنيد دايرة المعارف مسائل رياضي ذهنتان را -يعني مجموعه مسائلي که ديده ايد نه مسائلي که حل کرده ايد-  دائماً توسعه دهيد. اگر چند ماه خودتان را به اين کارها عادت دهيد، مسائل کتابهاي درسي - و نتيجتاً تستهاي کنکور- برايتان کاملا پيش پا افتاده خواهدشد.

8- نسبت به رياضي ديد بهتري پيدا کنيد. براي اين کار ليستي از کاربردهاي رياضي را در رشته‌هاي مختلف و امور جاري زندگي بنويسيد؛ مثلاً کاربرد رياضي در ساختمان‌سازي.

9- مطالبي که هنگام مطالعه مي‌خوانيد حتي فرمول‌ها و معادلات و نيز سؤالات امتحان را به زبان فارسي برگردانيد.

10- براي حل سريع مسائل رياضي، تمرين کنيد و هنگام مطالعه وقت بگيريد که يک مسئله را در چند دقيقه حل مي‌کنيد. البته عجله داشتن و شتاب‌زدگي را توصيه نمي‌شود؛ زيرا باعث اشتباه مي‌شود ولي سرعت عمل در جايي که شما متوجه راه‌حل شده‌ايد و آن را بلديد، در جلوگيري از کمبود وقت به شما کمک مي‌کند.

11- مسئله را گام به گام حل کنيد. اين کار باعث فهم خوب مسئله و حدس راه‌حل‌هاي درست مي‌شود.

12- قبل از انجام محاسبات، مسئله را تجزيه و تحليل کنيد و با جزئيات طرح کنيد.

13- برآوردي از پاسخ خود داشته باشيد تا از طي کردن مسير اشتباه، جلوگيري شود. مثلاً برآورد کنيد که اگر از اين راه‌حل استفاده کنيد به فلان جواب مي‌رسيد. در اين صورت آيا جواب مسئله درست خواهد بود؟

14- از بازنمايي ذهني استفاده کنيد. اين کار باعث از بين رفتن وقفه‌ي ذهني مي‌شود؛ يعني تصوير مراحلي را که مي‌خواهيد انجام دهيد، در ذهن خود ترسيم کنيد و تصاويرِ ذهنيِ مسائلِ مشابه را در ذهن خود بازسازي کنيد.

15- جوابي را که مي‌دهيد مرتب بررسي کنيد که آيا مسير را درست مي‌رويد يا خير.

16- هنگام مطالعه، تمرين‌ها را به صورت کتبي انجام دهيد. از اين‌که مسائل را ذهني حل کنيد، بپرهيزيد؛ زيرا موجب اشتباه مي‌شود.

17- از اين‌که در آخرين لحظه، جواب خود را تغيير دهيد بپرهيزيد؛ مگر اين‌که صددرصد از جواب خود مطمئن باشيد.

18- فرمول‌هاي رياضي را قبل از امتحان مرور کنيد و با شروع امتحان آن‌ها را در حاشيه‌ي برگه بنويسيد که هر وقت به آن‌ها نياز داشتيد به راحتي در دسترس باشند. اگر زماني که مسئله را حل مي‌کنيد فرمول را بازيابي کنيد، احتمال اين‌که اشتباهي پيش آيد، وجود دارد.

20- مسائل را مشابه مسائلي که قبلاً ياد گرفتيد و حل کرديد، در نظر بگيريد. هم‌چنين شباهت‌هاي آن را با مسائل ديگر پيدا کنيد. اين امر موجب از بين رفتن نگراني مي‌شود.

21- براي آمادگي بيش‌تر سر جلسه‌ي امتحان، مسائل زيادي حل کنيد. از مثال‌ها و تمرين‌هاي کتاب غافل نشويد.

22- همه‌ي وقت خود را صرف چند مسئله‌ي سخت نکنيد. ابتدا مسائل آسان را حل کنيد. اگر ديديد مسئله‌اي سخت است از آن عبور کنيد و بعد از پاسخ به تمام مسائل به آن برگرديد.

23- در صورتي که در حل بعضي مسائل مشکل داريد قبل از امتحان از معلم خود کمک بخواهيد تا يک بار ديگر براي شما توضيح دهد.

24- اگر نمي‌دانيد از کجا شروع کنيد، سؤال را دوباره بخوانيد.

25- مواظب اشتباهات پيش‌پاافتاده باشيد؛ زيرا هر چه‌قدر مسير را درست برويد ولي در يک محاسبه‌ي کوچک (جمع و تفريق) اشتباه کنيد، جواب شما غلط مي‌شود.


:: امتياز: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

:: بازديد : 489
:: ارسال شده در: تدریس خصوصی ریاضی , شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [جمعه 26 ارديبهشت 1393 ] [ 0:41]
تاريخ

یادگیری یک لذت است اما چه بر سر آن آمده است؟ چرا از یادگیری لذت نمی بریم و لذتهای ديگــر را به آن ترجيح مي‌دهيم ؟ يك واقعيت مسلــم درباره وضع فعلــي يادگيري ودانايي اين است كه آنها به صورت سوژه‌هاي شعاري درآمده‌اند . همه از بزرگ و كوچك ، رئيس و زيردست ، دولتمرد و شهروند درباره شان و منزلت دانايي و دانستن ، حرف‌هاي قشنگ مي‌زنند همه مي‌گويـــند: يادگيري چيز خوبي است همه مي گويند يادگيري امري ضروري است ، مي‌گويند زندگي بدون يادگيري معنا ندارد ؛ اما واقعيت‌هاي جامعه ما چيز ديگري را نشان مي‌دهد . يكي از بلاهايي كه بر سر يادگيري آورده‌ايم ، اين است كه آن را بيش از حد ، شعارزده كرده‌ايم . چقدر بايد تاسف خورد كه بيشتر احاديث و سخنان ائمه و بزرگان در باب يادگيري و دانش ، در سخنراني افراد فقط براي خالي نبودن عريضه و درموقعيت‌ها و مكان‌هاي مختلف ( به صورت نوشته هايي بر روي پارچه و كاغذ ) فقط براي قشنگي و ژست عالمانه مورد استفاده قرار مي‌گيرند .
خيلي از افراد در جامعه ما بلدند درباره ضرورت و منزلت ياديگري و دانايي ، نطق غرايي بكنند ، اما در عمل كاري انجام نمي‌دهند . -
فرض كنيد خبـــرنگار هستيد ميكروفون را در دست بگيـــريد و از دانش ‌آموزان و دانشجويان سوال كنيد چرا درس مي‌خوانيد ؟ از معلم و استاد سئوال كنيد چرا دوست داريد فرزندتان درس بخواند ؟ از مردم كوچه و بازار سوال كنيد آيا يادگيري خوب است ؟ به طور حتم جواب‌هاي قشنگي خواهيد شنيد . حــرف‌هاي بـــــزرگ و سطح بالا از كوچك‌ ترها و حرف هاي عــــالمانه و خيرخواهانه از بزرگ‌ترها . اما حيف كه فقط حرف‌ها قشنگند ولي چيزي از واقعيت‌هاي جامعه نمي‌كاهند . ياديگري يك لذت است . اما نه يادگيري شعار زده و تشريفاتي . لذت يادگيري ، به جاي حرف‌و شعار به باور نياز دارد به فرصت هايي براي چشيدن اين لذت نياز دارد و به شعف و عطش دروني نياز دارد .
يكي از سوژه هاي مورد توجه اكثر خانواده‌ها مسائل تحصيلي فرزندان است . والـــدين دوست دارند فرزندانشان بيشـــترين و بهترين پيشــــرفت تحصـــيلي را داشته باشد و از طرف ديگر ، افــت تحصيلي ، بــراي آنـــها موضوعي غــير قابل پذيرش است .والدين از اين كه فرزندانشان به هنگام ورود به دوره‌هاي راهنمايي و متوسطه دچار افت مي‌شود ، متعجب شــده و سئوال مي‌كنند كه چرا ديــگر فرزندشان انگيزه اي براي درس خواندن ندارد؟ دريافتن دلايل ضعف و مشكلات تحصيلي دانش آموزان عمدتاً به مسائلي از قبيل تنبلي و بي خيالي و بازيگوشي استناد مي‌شود . ولي آيا اين همه داستان است ؟
به جرات مي توان گفت كه والدين مدارس معلمان و ساير افراد در ارتباط با موضوع مسائل تحــصيلي دانش آموزان ، بسيار ساده انگارانه و سطحي رفتار مي كنند . كمتر كسي است كه در علت يابي افت تحصيلي به ” لذت يادگيري ”‌ نيز توجه كند .
به چندين و چند دليل ، ما يعني مدرسه و والدين كاري مي‌كنيم كه لذت يادگيري از دانش آموز گرفته مي‌شود . وقتي اين لـــذت كــم مي‌شود و يا از بين مي‌رود طبعاً افت انگيزه و به دنبال آن افت تحصيلي پيش مي آيد . و ما چه مي كنيم تا اين افت ها جبران شود ؟
اگر درك كنيم كه ” ياديگري لذت است ” شايد بهتر بتوانيم پي ببريم كه چرا از تلاش هايمان كمتر نتيجه مي‌گيريم ؟ مگر مي‌توان دركسي به زور انگيزه ايجاد كرد ؟ مگر لذت بردن از چيزي مي‌تواند تحميلي باشد ؟ چه پيش مي‌آيد كه يك دانش آموز كنجكاو و علاقمند به يادگيري ، در 6 ســالگي به تدريج به فردي بدون انگيزه تبديل مي‌شود ؟چه عاملي باعث ميشود دانش آموزان باشوق فراوان در آغازين روزهاي ورود به دوره راهنــمايي کتاب زبان انگلیسی را ورق ميزنند وبراي ورود معلم زبان انگليسي لحظه شماري ميكنند ولي هنوز مدتي از سال تحصيلي نگذشته از تعطيل شدن كلاس زبان انگليسي خوشحال ميشوندودر سالهاي بعدي تحصيل درس زبان انگليسي نه تنها براي آنها جذابيتي نداردبلكه تبديل به يـــكي ازمشكلترين ووحشتناكترين دروس براي دانش آموزان ميشود.

 يك دليل عمده آن همين است كه فرايند ياددهي يادگيري در جامعه ما نه تنها منطقي نيست ، بلكه گاهي جنبه منفي هم دارد . مدارس و كلاس‌هاي ما گاهي نه تنها ايجاد انگيزه نمي‌كنند ، بلكه انگيزه هاي داشته را هم از بين مي‌برند . بازخواست‌هاي معلم و والدين از درس و مشق ، امتحانات ، سخت گيري ها و كنترل‌ها ، تكاليف تحميلي و غير فعال ، تاكيد صرف و جايزه و ايجاد انگيزه‌هاي بيروني و ساير موارد ، منجر به يك نتيجه مي شوند : يادگيري از عملي اختياري به عملي اجباري تبديل مي‌شود . در اين وضعيت كودك يا نوجوان ، ديگر از يادگيري لذت نمي‌برد و آن راكاري براي خودش نمي‌داند . چرا بعضي از دانش آموزان به تدريج از درس و مدرسه نيز بيزار مي‌شوند ؟ آيا اين پديده ذاتي است ، يا محصول اكتساب است ؟‌چرا به جاي آنكه موقعيت هايي براي لذت بردن از يادگيري تدارك ببينيم ، كاملاً برعكس عمل كرده و موقعيت‌ها و فرصت‌ها را عليه ” لذت یادگیری ” به كار مي‌گيريم ؟ نيت مدارس و والدين خيرخواهانه است اما اين خيرخواهي با ناشيگري و ناكارآمدي توام شده و بازخوردي منفي برجاي مي‌گذارد . در بيشتر تلاش‌هاي مدارس و والدين براي ارتقاء و انـــگيزه تحصــيلي و ايجاد زمينه براي پيشرفت تحصيلي نوعي از زور و تحكم نهفته است . البته دليل اصلي استفاده از چنين روشهايي بي‌حوصلگي و تسريع در نيل به نتيجه است
اگر به مشكلات تحصيلي دانش آموزان ، از زوايه ” لذت يــادگيري ” نگاه كنيم ، به طور حتم دريافتن راهكارهاي اصلاحي نيز به نتايج متفاوتي خواهيم رســيد . اصلاً كسي به اين نكته توجه دارد كه بزرگترين وظيفه آموزش و پرورش ، ياد دادن نيست ، بلكه ايجاد شوق يادگيري است .
چون نمي‌توانيم شوق يادگيري را در سطح گسترده ايجاد كنيم ، لذا از چند موفقيت علمي دانش آموزان در مسابقات و المپيادها ذوق زده مي شويم مدارس ما بيش از هر چيز به روح جديدي از جنس لذت يادگيري نياز دارند . با علم كردن شاگر اول‌ها ، المپيادي‌ها ، برندگان مسابقات ، تيزهــوش‌ها ، موفقيت هاي مـــدارس برخوردار و غيره ضعف هاي خود را در عدم ايجاد شوق يادگيري و تحرك علمي مي پوشانيم.

نقدي برشيوه هاي آموزش زبان در ايران

هرساله مبالغ هنگفتي صرف آموزش زبان انگليسي در نظام آموزشي ايران مي‌شود، اما متاسفانه نتيجه‌اي كه بايد در يادگيري پديد آيد، چندان مطلوب نيست. آمارها نشان مي‌دهد كه كمتر از پنج‌درصد ايراني‌ها مي‌توانند به زبان انگليسي تكلم كنند. همچنين بيش از 92درصد از داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها كم‌تر از 10درصد تست‌هاي مربوط به درس زبان انگليسي را درست جواب مي‌دهند. اين موارد نشان مي‌دهد كه نظام برنامه‌ريزي آموزش زبان در ايران با معضلات جدي روبه‌رو است. دكتر علي ايماني مدرس زبان انگليسي در دانشگاه در اين مورد مي‌گويد:«در اكثر مدارس تدريس زبان با نوشتن الفباي انگليسي و خواندن از روي كتاب آغاز مي‌شود. درحالي كه بر اساس توصيهء زبان شناسان، يادگيري زبان دوم با يادگيري همزمان مهارت‌هاي چهارگانه گوش دادن، صحبت كردن، خواندن و نوشتن همراه است كه اگر ترتيب و تمام جوانب آن مورد توجه قرار نگيرد، يادگيري صورت نمي‌گيرد
سال‌ها است كه زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم در مقاطع راهنمايي و دبيرستان تدريس مي‌شود،اما بعد از گرفتن ديپلم دانش آموزان به ندرت مي‌توانند انگليسي حرف بزنند، چرا؟
مهم‌ترين دليل اين امر اين است كه روش تدريس زبان انگلیسی در مدارس ما يك روش قديمي و بدون بازده است و اگر ما‌ سالها هم با همين رويه پيش برويم، هيچ تغييري در كيفيت يادگيري دانش‌آموزان پيدا نخواهد شد. در اين روش جز صرف منابع مالي و انساني فراوان، سود ديگري عايد دانش آموزان و جامعه نخواهد شد.چون اين روشي منسوخ و غيركاربردي است و هم اكنون در دنيا از روش‌هاي جديدتري براي يادگيري زبان دوم استفاده مي‌شود
وقتي كه يك فرد زبان مادري را ياد مي‌گيرد، در ابتدا فقط از اطرافيان عبارتي را مي‌شنود و بعد صداهايي را توليد مي‌كند و بعد اين صداها به اداي واژه‌ها و آواهاي ناقص تبديل مي‌شود و پس از آن كلمات به‌طور صحيح ادا مي‌شوند و در نهايت كودك جملات را مي‌سازد و به اين طريق كودك زبان مادري خود را ياد مي‌گيرد. اين سيستم يادگيري، سيستمي است كه از طرف زبان شناسان براي يادگيري زبان توصيه مي‌شود ولي ما در دورهء راهنمايي شاهد عكس اين قضيه هستيم.
در روش فعلي تدريس، از اولين روز تدريس حروف الفبا و سپس كلمات را از طريق نوشتن آموزش مي‌دهند كه اين روش ديگر كاربردي ندارد. زبان‌شناسان بر چهار مهارت صحبت كردن، شنيدن، خواندن و نوشتن تاكيد مي‌كنند. اين چهار مهارت بايد به ترتيب به كار برده شوند يعني در دو هفتهء آغازين تدريس نبايد كتابي در كار باشد و معلمين بايد با تصاوير كه به فلش كارت معروف هستند با دانش‌آموزان كار كنند و بعد جملات ساده را آموزش مي‌دهند و سپس پرسش و پاسخ انجام دهند. 6 تا 8 درس اول كتاب اول راهنمايي را مي‌توان با استفاده از مكالمه و بدون رجوع به كتاب تدريس كرد، بدون آن‌كه دانش‌آموزان متوجه شوند كه معلم در حال تدريس از كتاب است. در اين حالت دانش‌آموز مي‌تواند موارد گفته شده را ياد بگيرد و براي او انگيزه‌اي مي‌شود كه به آموزش اشتياق نشان بدهد. به اين ترتيب يك پايه صحيح براي آموزش زبان ايجاد كرده‌ايم. اگر اين روش در سال‌هاي دبيرستان نيز پياده شود در اين حالت مشكل زبــان‌آموزي تا حدود زيادي رفــــع مي‌شود. روش‌هاي جديد، فعاليت بيش‌تري را از طرف معلم و دانش‌آموز مي‌طلبد و نيازمند وسايل كمك آموزشي هستند و اگر آموزش و پرورش ما اين وسايل را فراهم نكنند، اجباراً معلمان با روش‌هاي قديمي كه يك روش منسوخ شده است به تدريس مي‌پردازند.
بايد تاكيد كنيم كه حفظ كردن يكسري كلمات انگلیسی، زبان‌آموزي نيست. يادگيري زبان انگلیسی بايد با مكالمه و درك همديگر همراه باشد. اگر اين مساله اتفاق بيفتد مهارت‌هاي بعدي را مي‌توان به راحتي آموزش داد. در برخي از كشورهاي آسيايي و آمريكاي لاتين كه زبان اصليشان انگليسي نيست، معلم‌هاي زبان انگليسي با ايجاد همدلي و نزديكي به دانش‌آموزان، كيفيت آموزش را ارتقا مي‌بخشند. مثلاً گاهي اوقات ديده شده كه معلم براي درك بهتر درس با دانش‌آموزان به دامان طبيعت و جنگل رفته و در يك اردو و در جمع دوستانه و صميمي يادگيري زبان انگلیسی را دروني كرده‌اند
براي بالا بردن سطح آموزش زبان زبان انگلیسی، دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت توسط وزارت آموزش و پرورش برگزار مي‌شود ولي اين دوره‌ها از كارآيي بالايي برخوردار نيست
آموزش و پرورش اين كلاس‌ها را برگزار مي‌كند اما ايراد اين دوره‌ها اين است كه هيچ گونه نظارتي بر اجراي نكاتي كه در اين كلاس‌ها آموزش داده مي‌شود وجود ندارد و اغلب آموزش‌هايي كه به معلمان داده مي‌شود در كلاس‌هاي درسي به اجرا در نمي‌آيد.
اگرچه كتاب‌هاي درسي داراي يكسري ايرادهايي است اماعيب اصلي دركتاب‌ها نيست، بلكه ايراد اصلي در روش تدريس است. اگر حتي بدترين كتاب را با روش صحيح آموزش دهيم، به زبان‌آموزي منجر مي‌شود.
برخي معتقدند كه اين كتاب‌ها در فضاي فرهنگ ايراني تاليف شده‌اند در حالي كه گفته مي‌شود كتاب‌ها بايد به گونه‌اي طراحي شوند كه زبان‌آموز بتواند با فرهنگ آن كشور آشنا شود.
كتاب‌هايي كه براي دورهء راهنمايي تاليف مي‌شود، چون داراي كلمات ساده‌اي است خيلي با مسايل فرهنگي ارتباط ندارد،اما هر زباني يك فرهنگ جديد است كه پيشينه و قواعد هنجاري و رفتاري خاص خود را دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد.
كتاب‌هاي Stream line و Headways بر اساس مشاركت فعال زبان‌آموز تاليف شده است و در كلاس‌هاي خصوصي و نيمه خصوصي قابل تدريس است، در حالي كه در مدارس ما تعداد نفرات حاضر در يك كلاس فراتر از استاندارد است.در بعضي از مناطق ما شاهد آن هستيم كه يك مدرسه در دو شيفت دانش آموزان را پذيرش مي‌كنند.
در چنين فضاي آموزشي محدود شما هرگز نمي‌توانيد اين گونه سيستم‌ها را پياده كنيد.
همچنين به نظر مي‌رسد برنامه‌ريزي ساعات درسي نيز چندان مناسب نيست
در اكثر مدارس ما زبان به صورت يك جلسهء سه ساعته در هفته تدريس مي‌شود و سپس آموزش زبان تا هفتهء آينده تعطيل مي‌شود و دانش‌آموز مطلبي را كه در هفتهء قبل ياد گرفته است تا شروع جلسهء جديد فراموش مي‌كند. زبان‌شناسان توصيه مي‌كنند كه آموزش زبان بايد به صورت جلسه‌اي يك ساعته باشد و حداقل چهار روز در هفته اين كار انجام شود; زيرا دانش‌آموز بعد از يك ساعت خسته مي‌شود و انگيزهء خود را از دست مي‌دهد و مطالب جديدي ياد نمي‌گيرد.
يكي از مشكلاتي كه زبان‌آموزان با آن مواجه هستند، عدم هماهنگي بين شنيدن و صحبت كردن مدام است و عمدتائ نمي‌توانند هم بشنوند و هم صحبت كنند.

علت اين است كه ما روي قوهء شنيداري دانش‌آموزان كار نكرده‌ايم. اگر مهارت‌ها را به همان ترتيبي كه گفتيم آموزش دهيم و شنيدن دانش‌آموزان را تقويت كنيم، بلافاصله بعد از اين‌كه جمله را شنيد مي‌تواند آن را بفهمد و در جواب ما پاسخ مناسب را ارايه دهد. اين عدم هماهنگي ناشي از اين است كه دانش‌آموز ابتدا فكر مي‌كند و جمله را به فارسي براي خودش ترجمه مي‌كند و بعد جواب را به فارسي مي‌سازد و سپس آن را به انگليسي ترجمه مي‌كند، كه اين امر باعث عدم هماهنگي مي‌شود. به همين دليل است كه زبان‌شناسان تاكيد مي‌كنند ابتدا بايد شنيدن و حرف زدن تواماًآموزش داده شود.
در حال حاضر در سيستم‌هاي آموزش زبان بر استفاده از روش‌هاي سمعي و بصري تاكيد مي‌كنند، كه يكي از دلايل عدم موفقيت در آموزش زبان همين موردمي باشد.
اين ضعف مختص مدارس نيست; بلكه در سطح دانشگاه‌ها نيز چنين امكاناتي وجود ندارد. طبيعي است كه اگر از امكاناتي نظير آزمايشگاه استفاده كنيم، قدرت زبان‌آموزي بالاتر مي‌رود. ما بايد به اولويت‌ها در برنامه‌ريزي آموزشي توجه كنيم. اگر صرفاً بخواهيم فارغ التحصيل در رشته آموزش زبان انگليسي به يك سقف مشخص برسد، طبيعتاً با افزايش ظرفيت دانشگاه‌ها اين هدف به نتيجه مي‌رسد. اما اگر به جاي كمي‌نگري، به توان‌مندي‌ها و كيفيت آموزش توجه شود، در اين صورت هرگونه سرمايه‌گذاري در زمينهء آزمايشگاه و امكاناتچه در مقطع متوسطه و چه در سطح دانشگاه به نتايج و اهداف مطلوب مي‌رسد
به نظر مي‌رسد آموزش و پرورش بايد در كنار كتاب‌هاي درسي، كتاب‌هاي ديگري را نيز معرفي كند و يا فيلم‌هايي تهيه كند كه دانش‌آموزان بتوانند در منزل از آن‌ها استفاده كنند، نقش اين فيلم‌ها در آموزش زبان انگلیسی تا چه حد موثر است؟ 
اگر نواقصي را كه ذكر كرديم، برطرف نكنيم، هيچ چيز درست نمي‌شود. وقتي دانش‌آموز كتاب خود را درك نمي‌كند، دادن كتاب، فیلم زبان انگلیسی یا تدریس خصوصی چاره كار نخواهد بود. اما اگر در كنار اصلاح سيستم تدريس از اين فيلم‌ها استفاده شود، مي‌تواند بسيار موثر باشد و بايد توجه كرد كه اين فيلم‌ها بايد در سطوح مختلف تهيه شود. اگر دانش‌آموز با روش‌هاي صحيح آموزش ببيند، مي‌تواند در كنار آن خودش از فيلم‌هاي آموزشي نيز استفاده كند.

از طرف ديگر شيوه هاي ارزشيابي در نظام آموزشي به گونه اي طراحي شده كه ناخواسته معلمين را به سمت استفاده از شيوه هاي قديمي ؛كليشه اي و ناكارآمد تدريس سوق ميدهند.

فرض كنيد معلمي با علاقه زياد به فرض وجود امكانات و وسايل و با صرف وقت و انرژي بخواهد شيوه تدريس خود را تغيير دهد ولي وقتي در امتحانات؛بخصـــوص آزمونهايي كه بصورت هماهنگ ونهايي بعمل مي آيد سؤالهابه همان شيو ه هاي قديمي طرح شده باشند ؛هم معلم وهم دانش آموز عليرغم تلاشي كه كرده اند موفقيتي بدست نمي آورند .درمقابل؛ آن دسته ازدانــش آموزان كه در كـلاسي آموزش ديده اندكه به شيوه هاي قديمي وناكارآمد تدريس مي شده نمرات بهتري كسب مي كنند اگر چه در حقيقت يادگيري واقعي در زمينه آموزش زبــان صورت نگرفته باشد.(( يادگيري يعني ايجا دتغييرات نسبتاًً ثابت در رفتار فرد وبصورت اختصاصي تر در اينجا يعني اينكه دانش آموز بتواند به زبان انگليسي صحبت كند.))

در چنين وضعيتي معلم از شيوه تدريس ودانش آموز از درس زبان انگليسي مايوس ونا اميد ميشود.

پس لازم به نظر ميرسد در كنار تغيير در شيوه هاي تدريس شيوهاي ارزشيابي نيز بصورت هماهنگ مورد بازنگري قرار گيرد.

بطور خلاصه بر لذت بردن از يادگيري زبان انگليسي ونتيجه گيري بــهتر دركلاس وجلوگيري از اتلاف وقت وسرمايه بايد موارد زير مورد توجه قرار گيرد:

1-ايجاد انگيزه وشوق يادگيري دردانش آموزان.

2-ايجاد تغييرات عميق در شيوهاي تدريس .

3-استفاده از امكانات سمعي وبصري كه علاوه بر تاثير آن بر يادگيري براي دانش آموز جذابييت وطبيعتاً لذت ايجاد ميكند.

4- بازنگري در تاليف كتب درسي.

5-لزوم تغيير در شيوه هاي ارزشيابي همزمان با تغيير در شيوه هاي تدريس .

6-باز آموزي وبه روز آوري اطلاعات معلمان ونظارت بر چگونگي بكار گيري شيوهاي مدرن دركلاسها.

7-تغيير در برنامه ريزي ساعات درسي.

 


:: امتياز: نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

:: بازديد : 322
:: ارسال شده در: شیوه تدریس ,

نويسنده
نويسنده : مدیر سایت
تاريخ : [پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393 ] [ 23:2]
تاريخ
آخرين مطالب ارسالي
? طرح ویژه تدریس خصوصی در محدوده سیدخندان تهران تاريخ : جمعه 07 خرداد 1395
? ساده کردن عبارتھای ریاضی هفتم تاريخ : جمعه 14 اسفند 1394
? جزوه نسبت و تناسب ریاضی ششم تاريخ : شنبه 08 اسفند 1394
? نکته های بسیار مهم در تدریس تاريخ : سه شنبه 16 دی 1393
? نرخ تدریس خصوصی گروه آموزشی تهران دبیر در سال جدید تاريخ : جمعه 30 آبان 1393
? چگونه فرزندان خود را آماده مدرسه رفتن کنیم؟ تاريخ : چهارشنبه 26 شهریور 1393
? نتایج نهایی کنکور سراسری فردا اعلام می شود- مهلت ثبت نام 22 تا 25 شهریور تاريخ : دوشنبه 17 شهریور 1393
? روشهای تقویت اعتماد به نفس تاريخ : دوشنبه 10 شهریور 1393
? ویژگی های کودکان با استعداد تاريخ : دوشنبه 10 شهریور 1393
? تدریس خصوصی هندسه 1 تاريخ : یکشنبه 09 شهریور 1393
صفحات سايت
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشي رمز عبور؟

progress عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir